فرهنگ وهنر- شايد به راحتى بتوان سال 1387 را از منظر اهالى ادبيات، سال رکود جوايز ادبى ناميد. سالى که هيئت داوران جايزه گلشيرى به دليل ضعف کيفى آثار منتشر شده از يک سو و از سوى ديگر به دليل محدوديت آثار منتشر شده، هيئت داوران تصميم بر عدم معرفى اثر برگزيده گرفت. مهرگان- ديگر جايزه ادبى مهم کشور نيز- به دليل محدوديت آثار منتشرشده در اين سال، تصميم بر دوسالانه شدن گرفت.
با توجه به شرايط ماههاى اخير کشور و محدوديت فضاى فرهنگى – هنرى جامعه تحت تاثير وقايع اخير- با دبيران اين جوايز به گفتوگويى کوتاه نشستهايم تا چشمانداز جوايز ادبى را در اين سال ارزيابى کنيم.فرزانه طاهري- دبير جايزه ادبى گلشيري- در گفتوگو با خبرنگار حياتنو گفت: سعى ما بر اين است که اين دوره از جايزه گلشيرى را برگزار کنيم. اما در اين هفته، جلسهاى خواهيم داشت که اعلام خبر قطعى را به پس از اين جلسه موکول مىکنم. وى درباره داورى آثار سال پيش گفت: جايزه گلشيرى دوسالانه نشده است. سال پيش هم تصميم هيئت داوران براين بود که هيچ اثرى به عنوان برگزيده اعلام نشود. يعنى کارهاى سال پيش داورى شدهاند و برگزيدهاى از ميان آنها انتخاب نشده است.
اما «فتحالله بى نياز» - دبير جايزه ادبى مهرگان- گفت: همه چيز بستگى به اوضاع سياسى دارد. يعنى اگر قرار باشد اين بحثها ادامه پيدا کند و هر روز خبر مرگ چند نفر را بشنويم، در چنين فضايى اصلا نمىشود کتاب خواند، در چنين جامعهاى ديگر کتاب ارزشى که بايد را ندارد.«بى نياز» در مورد مشکلات برگزارى مراسم گفت: ما از اين نظر مشکلى نداريم. هيچ جايى هم که نباشد، در دفتر يکى از ناشران يا خانه يکى از دوستان اين مراسم را برگزار مىکنيم يا در بدترين حالت، بيانيه را منتشر و افراد و آثار برگزيده را معرفى مىکنيم. بحث بر سر اين است که در اين شرايط اصلا ادبيات زنده هست يا خير؟
دبير جايزه ادبى مهرگان افزود: در دورههايى اين چنين، در ادبيات کشورهاى ديگرهم رکود بوده است. وقتى آدمها در آشوويتس مىسوزند، کارى منتشر نمىشود. اصلا در دورههاى اينچنين امکان نوشتن وجود ندارد. به هرحال نويسنده و شاعر، شاخکهاشان به نسبت باقى اقراد قوىتر است و در چنين شرايطي، اکثرا دچار بحران و تنشهاى روحى مىشوند. ادبيات روسيه در قرن نوزدهم، فرانسه را تحتالشعاع قرار داده بود. فرانسهاى که خودش تدوين کننده مکاتب ادبى بود. ولى طى 70 سالى که حکومت توتاليتر شوروى سرکار آمد، شايد کمتر از بيست اثر منتشر شد.«بى نياز» مرشد و مارگاريتا را از معدود آثار اين دوره دانست و گفت: بولگاگف اين رمان را در بدبختي، بيچارگى و زندگى پرتنش نوشت. اما آثارى از اين دست، آنقدر کم هستند که شما مىتوانيد روى اين آثار انگشت بگذاريد. التبه نوينسدگان ديگر روسيه مثل ناباکوف يا آندره مکين هم در شرايط مهاجرت و خارج از کشور کار کردند. اين نويسنده و منتقد خاطرنشان کرد: نمىخواهم از روحيه خمودگى دفاع کنم، اما بايد ببينيم نويسنده و شاعر در اين دوره مىتواند کار کند. بخصوص کار رمان به نسبت داستان کوتاه مشکلتر است و در وضعيت فعلي، بسيارى از نويسندگان جوان، شرايط روحى بدى دارند و به نظر مىرسد، جايزه ادبى گذاشتن در اين وضعيت، نوعى نقيضهپردازى است و چنين اتفاقهايى براى جامعه عاطفى نظير جامعه ايران سخت است. به هرحال هنوز هيئت امنا، در اين زمنيه تصميم نهايى را نگرفته است و وضعيت جامعه، چشمانداز جوايز ادبى را تعيين مىکند.